آبتين ادب
ادبيات فارسي :داستان،شعر،...
مرد خدا (لری) ياد او روز و خير سيمو انگار همي ديگ و پريگ ياد او روز وخير ياد او روز كه ديم سيم ايگو مردي ايايه كه سوار كهره نور من پيشونيش مثل افتويه بلنگشت ايكنه تيلش مثل شكال كهي ي هيكلش مثل صنوبر موزون زور صد مرده م بازو داره ساده و صاف ولي پر كاره دل اي مرد نگو تشك افتويه بلنگشت ايكنه سيل اي مرد مليله پاكه كارش دهس خدا ري خاكه دهس هر كار بزرگي بزنه داسونه مثل او خردنمون آسونه وكمند ايبنده هر چه نامرده وري خاك خدا مثل اور ايخنده گل مريش ايخنده و سر انگشت خدا واز ايكنه قفل زندونه و ازاد ايكنه تا ي مظلوم زر زور نبو كار كارستونه مردي ايايه ي كه خورجين طلا ري كولش بهره ي هر كنه وش ايبخشه اشتفي بين همه بهر ايكنه روز روزون خدا هر فقيري و نواي برسه رود او روز تيم ايبينم كارل اي مرد گرون چو م هر هونه بلند ويبوهه مردي ايايه كه همه ي نامردل و صداي شهنه ي اسب كهرش و صداي شهنه ي مث ناقوسش پي هف تو پس تو ايگردن از گتو تا كشكو همنه ايبينه هونه ي پير زنل ايشينه بي گتو دمسازي بي بچه هم بازي مرد ايايه كه ي خورجين گتو پر و قصب و شكر و نقل و نبات هر بچه ي صبح و پسين ايبينه دهس من جيب ي مشت قصبي ايده و كشكويل بچه بايد دم صب راس وابو دهس و ري شسته بره تا دم در بنشينه كه بيا مرد نوراني ري اسب كهر هر كه اومه ي سلامي بكنه شايد اي مرد همو مرد سوار كهره ار و بو مشت پر از نقل ونبات وت بده تا بخري خوت و ككات حرفلي ديم ايزه و همش شيرين تر واژه ي نقل و نبات حرف قصب تو نگو بد جوري من كپم او ايكه من كپم او ايكه صد من راس عسل گنج كهي بقيه گهپل ني فهميدم بقيه ي گهپل ديم سي گوشم مث للي خوندنش هم ديرين بي كلمه قصپ نگو بد جوري م كپم شيرين بي بعد چند سال خدا خوش دونه ايقدر هر دم صب صبح سحر و اميد كهري هي زم در قصپ نيدم كهرم شهنه نزه قصپ نقلي ننهادم سر لو تاسر لويل خهسم گل ز خط حسرت سر لو كاكل ز هني يم بي گپ ديم دم صب راس ويبم دهس و ري ايشورم ايروم تا دم در بي خم ايگم شايد شايد امروز همو روزي يه كه قرار روبروم وابوهه مرد افسانه ي اوسار و دهس شايد امروز و گوشم بخره شهنه ي اسب كهر نورآباد ممسني اشكان
کبک خمار چشمه در سايه روشن شب رنگي كنار سنگي موري گرفته در كام در زير بال سيمرغ مردي كمين گرفته در سايه روشن شب در اين هواي نمناك ممسنی 19/ 12/ 75
چشمان دریا وقتي كه مهر آرام آرام وقتي كه باران نرم نرمك وقتي كه در چشمان دريا در جام سرخ لاله زاران نورآباد ممسنی 14/12/ 75 اشكان هادي فرهادي 21/ 9/ 73 1- كدام گزينه نيازبه ويرايش دارد؟ 1) وزن شعرنيمايی با اوزان عروضی قديم متفاوت است. 2) تعدادي از زندانيان، مشمول عفو شدند 3) آل بويه خليفه را بركنار كردندوپسرش را به جای او گمارند 4) كتابي كه ديروز خريدم را خواندم 2- تكيه در همه ی گزينه ها به جز گزينه ی.............روی هجای پاياني است. 1) نشست وبرخاست 2) پروردگار 3) شنيد 4) نرفتم 3- املای كدام گزينه درست است؟ 1) املاي مطاع 2) اصل ونصب 3) ختواط متقارب 4) سفروحذر 4- همه ی افعال زير مي توانند جمله يگذار به مفعول ومسند بسازند به جز گزينه ي ................. 1) به شمار آوردن 2) پنداشتن 3) رهاندن 4) ناميدن 5- همه ی واژه ها تغيير معنايی يافته اند به جز.......... 1) دستار 2) سوگند 3) رعنا 4) قوس 6- كدام جمله ازنظرگذاربودن با بقيّه فرق دارد؟ 1) بهار گره ازشكوفه گشود 2) خورشيد تيرگي شب را به دورترين نقطه ي افق مي راند 3) نسيم فرش سبزي برزمين گسترده بود 4) دخترك از سايه ي درختان ترسيده بود 7- دركدام گزينه صفت صفت ديده نمی شود؟ 1) كوزه ي بزرگ گشاد 2) رنگ سبز چمن 3) لباس آبي سير 4) رنگ سرخ آتشي 8- به كار بردن كدام جمع مكسّردر فارسي امروز معمول نيست؟ 1) قناديل 2) سلاسل 3) غرايب 4) مدن 9- درهمه ی گزينه ها ((فرايند واجی افزايش)) ديده مي شود به جز گزينه ی .......... 1) سياست 2) خانه ي دوست 3) بيان 4) خيال 10- درهمه ی گزينه ها ((فرايندواجی))صورت گرفته به جز گزينه ی ........... 1) اجرا 2) يگانه 3) تن پرور 4) هرگز 11- با توجه به جمله ی((کلبه ی گلی آنان روی خاک خیس نم کشیده ی کناررودخانه قوز کرده بود)) صفت صفت و مضاف الیه مضاف الیه به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟ 1) خیس- کنار 2) نم کشیده - آنان 3) نم کشیده - رودخانه 4) رودخانه – گلی 12- در کدام جمله فعل مجهول وجود ندارد؟ 1) آن چه را اقرار بکردی،شنیده آمده است . 2) شد آن که اهل نظر برکرانه می رفتند. 3) گفته آمد که به دلجویی ما می آیی 4) ده تن بردست سمک کشته گشتند. 13- کدام گروه از واژه ها، معنای پیشین خود را از دست داده وبامعنای جدید به دوران بعد منتقل شده اند؟ 1) سفینه - کثیف- دستور 2) جامه - سوفار- رعنا 3) چشم - سوگند - رعنا 4) دستار- یخچال- سپر 14- تفاوت املایی- آوایی درهمه ی گزینه ها به جز گزینه ی.............. وجوددارد. 1) دست بند 2) مجتمع 3) انفجار 4) خواسته 15- در کدام گزینه ، وابسته ی وابسته استفاده نشده است؟ 1) من خویشتن اسیر کمند نظر شدم. 2) رنگ اتومبیل پدرش سفید یخچالی است 3) درهوای نسبتاًخوبی ورزش می کنیم 4) در سایت دبیرستان پنج دستگاه رایانه وجود دارد . 16- در همه ی گزینه ها به جز گزینه ی.............تکواژوابسته هست. 1) قلمدان 2) فیزیکدان 3) شمعدان 4) چینه دان 17- درکدام گزینه نهاد بافعل مطابقت دارد؟ 1) خورش ها بیا راست خوالیگران 2) نوح وابراهیم خلیل بمرد 3) رحم اگر نکند مدّعی،خدا بکند. 4) مردم به آسمان نگریست 18- درکدام گزینه ((فرایند واجی کاهش ))وجود دارد؟ 1) یگانه 2) کیاست 3) زنبیل 4) برآورد 19- کدام واژه مفرد است؟ 1) سجایا 2) ستور 3) نکت 4) سطور 20- در کدام گزینه غلط املایی هست؟ 1) آب برداشتم تا که را رمقی از حیات باقی است 2) ما حقّ این نعمت تندرستی را لختی گزارده باشیم 3) شرارت و زعارتی در طبع وی مؤکّد شده است 4) بوسهل برخشم خود طاقت نداشت برخواست نه تمام 21- نمودار جمله ی (( تصویر فردوسی از شهامت و مردانگی کاوه ، به شعر فارسی فروغی خاص بخشیده است)) کدام است؟ 1) چهارجزئی گذار به مفعول و متمم 2) سه جزئی گذار به مسند نهاد گزاره نهاد گزاره گروه اسمی متمّم اسمی مفعول متمّم فعل مسند فعل تصویر فروغی است تصویر ازشهامت و فروغی به شعر بخشیده فردوسی خاص بخشیده فردوسی مردانگی کاوه خاص فارسی است 3) چهار جزئی گذار به متمّم و مسند 4) چهارجزئی گذار به مفعول و متمّم نهاد گزاره نهاد گزاره متمّم مسند فعل متمّم مفعول فعل تصویر به شعر فروغی بخشیده تصویر از شهامت فروغی بخشیده فردوسی فارسی خاص است فردوسی ومردانگی خاص است 22- کدام گزینه درباره ی طنز مناسب نیست؟ 1) خنده ی تبخ و دردناک 2) اغراق در توصیف حالات 3) عدم تقلید از آثار ادبی 4) کش دار کردن ماجرا 23- از مفهوم طنز آمیز کدام ضرب المثل هم می توان فقر را برداشت کرد هم خساست را ؟ 1) یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد اشتهایش باز شود. 2) خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست، برای آب کشی است 3) تیری که از شست رفته باز نمی گردد 4) دهنه ی جیبش را عنکبوت گرفته 24- کدام واژه ی مرکّب ، دراصل ،یک گروه اسمی بوده است که به هنگام ترکیب، جای هسته ووابسته درآن ، عوض شده است؟ 1) آلو بخارا 2) گل خانه 3) چوب لباس 4) جانماز 25- در تلفّظ کدام گزینه ، فرایندواجی به شکل ((ادغام)) پدید آمده است؟ 1) انبار 2) قند شکن 3) زودتر 4) سیاه تر 26- مجموع مضاف و مضاف الیه یا صفت و موصوف یا ترکیب های عطفی، هنگامی که با هم تشکیل یک کلمه بدهند چند تکیه و کدام تکیه ، باقی می ماند؟ 1) فقط یکی- آخرین 2) فقط یکی - اولّین 3) دوتا- میانی و آخرین 4) دوتا- اوّلین و آخرین 27- کدام کلمه ، درزبان معیار، دوتلفّظی است؟ 1) زورمند 2) مستمند 3) هوشمند 4) ثروتمند 28- درجمله ی((نگاه های اسیرم راهمچون پروانه های شوق دراین مزرع سبزآن دوست شاعرم رهامی کنم))به ترتیب چندصفت وچند مضاف الیه وجود دارد؟ 1) پنج - چهار 2) چهار- پنج 3) چهار- سه 4) سه- چهار 29- درعبارت((شما که این سخنان را می شوید چند نفررا می شناسیدکه بدانندزندگی راحت وآسوده رابرای چه می خواهند واصلاًبدانند زندگی کامل چیست؟))جمعاً چند صفت هست؟ 1) هفت 2) شش 3) چهار 4) پنج 30- هدف طنز: 1) ذم و قدح است 2) اصلاح و تزکیه است 3) مردم آزاری است 4) برانگیختن خنده و مسخره کردن است 31- تکواژ وابسته ی کدام گزینه برمفهوم ((جمع )) دلالت دارد؟ 1) کوهان 2) پاییزان 3) نیاکان 4) باختران 32- ازکدام مصدرمی توان جمله ی گذار به مفعول ومتمم ساخت؟ 1) نگریستن 2) ربودن 3) شوریدن 4) نامیدن 33- بن مضارع کدام گروه ازمصادر درست نیست؟ 1) گسستن- خواندن- رستن:گسل- خوان- رس 2) سفتن- داشتن- کاستن: سنب- دار- کاه 3) گذاشتن- نشستن- غلتیدن: گذار- نشین- غلت 4) ماندن- رشتن- کاشتن: مان- ریس- کار 34- نوشته ای که حاصل تأملات درونی نویسنده باشد درچه گونه ای ازنوشته ها می گنجد؟ 1) تشریحی 2) تحقیقی 3) توصیفی 4) تحلیلی 35- همه ی واژه ها به جز گزینه ی............به کلّی اززبان امروز حذف شده است. 1) پرّه 2) برگستوان 3) چهارآینه 4) ازفنداک 36- درهمه ی گزینه ها به جز گزینه ی............صامت میانجی به کاررفته است. 1) آوارگان 2) ریزه ای 3) دلداده ها 4) مهرویان 37- کدام گزینه واژه ای مشتق- مرکّب نیست؟ 1) برابر 2) روان شناس 3) سه پایه 4) دانشجو 38- در کدام گزینه ((شاخص)) به کاررفته است؟ 1) غلامحسین یوسفی،نویسنده و استاد برجسته ی دانشگاه درسال 1306 شمسی در مشهد ولادت یافت. 2) معلّم نقّاشی ما یکی ازسرتیپ های دوران ناصرالّدین شاه بود 3) مجموعه ی((درکوچه باغ های نیشابور)) را دکتر شفیعی کدکنی سروده است. 4) درایران مهندس عمران ، خیلی زیاد است . 39- همه ی کلمات کدام گزینه وابسته ی وابسته است؟ 1) ممیز- شاخص- صفت صفت- قید صفت 2) مضاف الیه مضاف الیه - ممیز- صفت صفت- متمّم متمّم 3) معطوف- بدل- ممیز- شاخص 4) شاخص- بدل- معطوف- تکرار 40- فرمول مقابل همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ............ درست نیست؟ 1) بحث درباره ی مسائل ادبی این روزها بسیار رایج است.=نهاد+متمّم+مسند+فعل اسنادی 2) مردم ایران به دین و فرهنگ اصیل خویش پای بندی استواری دارند.= نهاد+متمّم+ مفعول+فعل 3) استادان دانشگاه برای مطالعات علمی به اروپا رفتند.=نهاد+ متمّم+متمّم+فعل 4) انتقاد اززشتی ها و نا بسامانی ها دراصلاح رفتار اجتماعی سودمند است.= نهاد +مسند+ فعل سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ...سرها در گریبان است نگه جز پیش پا را دید ، نتواند ...که ره تاریک و لغزان است نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت . نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟ مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای دمت گرم و سرت خوش باد... سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست ، مرگی نیست صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگزارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟ فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است ..... سوالات امتحان هماهنگ درس : تاريخ ادبيات ايران و جهان 1 رشته : علوم انساني ساعت شروع : 10 صبح مدت امتحان : 75 دقيقه سال دوم نظام جديد آموزش متوسطه (گروه الف) تاريخ امتحان : 06/03/1383 دانش آموزان و داوطلبان آزاد استان سمنان در امتحانات نوبت دوم سال تحصيلي 83 ـ 1382 سازمان آموزش و پرورش استان سمنان رديف سؤالات بارم 1 الفبايي را كه ايرانيان در عهد باستان به كار مي بردند ، چه نام نهاده اند ؟ 25/0 2 كلمه ي « دري » به معني . . . . . . و در اصطلاح به زبان دولتي دستگاه ساساني اطلاق مي شود . 25/0 3 كدامين آثار توسط رودكي به نظم در آمده است ؟ 5/0 4 چرا كسايي را پرچمداري ادبيات شيعه دانسته اند ؟ 5/0 5 موضوع كتاب « هدايه المتعلمين ... » چيست و مؤلف اين اثر كيست ؟ 5/0 6 گرشاسپ نامه اثر كيست و موضوع آن چيست ؟ 5/0 7 از سروده هاي عنصري ، دو مثنوي را نام ببريد ؟ 5/0 8 ناصر خسرو در مصر به چه عنواني دست يافت ؟ 25/0 9 قابوس نامه تأليف كيست و موضوع آن چيست ؟ 5/0 10 تفسير معروف به كمبريج چه قسمت هايي از قرآن را شامل مي شود ؟ 25/0 11 تخلص انوري در آغاز چه بود ؟ مضامين قصايد انوري را نام ببريد ؟ 1 12 « خلاق المعاني » يعني چه ؟ چه كسي و چرا بدين لقب ناميده شده است ؟ 1 13 اسرار التوحيد اثر كيست ؟ چند باب دارد ؟ موضوع آن چيست ؟ 1 14 انديشه هاي شيخ اشراق بيشتر از چه مايه مي گرفت ؟ دو اثر فارسي شيخ اشراق را نام ببريد ؟ 1 15 نام صاحبان اين آثار را بنویسید چهارمقاله ( ) المعجم( ) مرزبان نامه( ) تاريخ بيهق ( ) 1 16 نام ديگر كليله و دمنه و موضوع آن چيست ؟ منتقدان كليله و دمنه را سرآغاز چه نوع نثري مي دانند ؟ 1 17 مهمترين مثنوي سنايي چه نام دارد ؟ تأثير سنايي را بر « عطار » و « مولوي » بنويسيد . 25/1 18 « پنج گنج » يا « خمسه ي » نظامي را نام ببريد . 25/1 19 مهمترين حادثه ي زندگي مولوي چيست ؟ آثار منثور مولوي را نام ببريد . 1 20 منظور عطار در منطق الطير از « سيمرغ » و « مرغان » چيست ؟ 5/0 بارم 21 نام و لقب سعدي چيست ؟ و چرا سعدي را فرمانرواي ملك سخن مي دانيم ؟ 1 22 سراينده ي دو حماسه ي ايلياد و اوديسه كيست ؟ 25/0 23 كمدي الهي دانته ، را با كدام اثر معري ، شاعر فيلسوف عرب ميتوان مقايسه كرد ؟ 25/0 24 تقليد از طبيعت از اصول و قواعدي عمده ي مكتب . . . . . . . . است . 25/0 25 كدام شاعر و نويسنده ي بزرگ آلماني شيفته ي حافظ شيرازي بود ؟ 25/0 26 عوامل ظهور مكتب واقع گرايي (رئاليسم) چيست ؟ انواع رئاليسم را نام ببريد ؟ 5/1 27 نام ناتوراليسم بيشتر كدام نويسنده ي مشهور را تداعي مي كند ؟ چرا ؟ 75/0 28 درباره ي شعر « تهي دستان » چه مي دانيد ؟ 5/0 29 نمادگرايان در حوزه ي شعر چه تحول مهمي ايجاد كردند ؟ 5/0 30 نام صاحب اين آثار را معرفي كنيد . منظومه ي كلاغ گلهاي بدی ( ) فصلي در دوزخ ( ) 75/0 جمع نمرات : 20 سوالات امتحانی درس : تاريخ ادبيات ايران و جهان (1) تاريخ امتحان : مدت امتحان : 80 دقيقه نام ونام خانوادگی : شهرستان دامغان 4ـ فارسي نو (دري) را چگونه تعريف كرده اند ؟ 5ـ شهيد بلخي با كدام دانشمند مباحثه و مناظره داشته است ؟ 6ـ محور فكري شاعران عصر رودكي چه بود ؟ 7ـ « پدر شعر فارسي » لقب كدام شاعر است و چرا به اين لقب شهرت يافته است ؟ 8ـ چرا كسايي را پرچمدار ادبيات شيعه دانسته اند ؟ 9ـ مثنوي آفرين نامه اثر كيست ؟ 10ـ شاهنامه ي ابو منصوري چگونه اثري است و ماخذ چه اثري واقع شده است ؟ 11ـ موضوع كتاب « الابنيه ... » چيست ؟ 12ـ چرا شاهنامه فردوسي مورد قبول و پسند سلطان محمود غزنوي واقع شد ؟ 13ـ اهميت كتاب لغت فرس اسدي در چيست ؟ 14ـ علل توفيق شاهنامه فردوسي چيست ؟ 15ـ قصيده معروف « با كاروان حله » از كيست ؟ امتياز قصايد عنصري نسبت به شاعران پيشين در چيست 16ـ منوچهري مبدع كدام نوع شعر است ؟ 17ـ دو اثر كلامي ناصر خسرو را نام ببريد ؟ 18ـ ناصر خسرو در مصر به چه عنواني دست يافت ؟ 19ـ عمده ترين تفاوت شعر ناصر خسرو با شعر پيشينيان در چيست ؟ 20ـ مؤلف كتاب هاي زير را بنويسيد . دانشنامه ي علايي ( ) تاريخ بيهقي ( ) التفهيم ) 21 موضوع كتاب هاي زير را بنويسيد ؟ قابوسنامه ( ) سفر نامه ناصر خسرو( ) تاريخ سيستان ( ) 22ـ نام ديگر كتاب سياستنامه چيست ؟ و در چه موضوعي نوشته شده است ؟ 23ـ تفسير كمبريج چه قسمت هايي از قرآن را شامل مي شود ؟ 24ـ آثار خواجه عبدا... انصاري را نام ببريد ؟ 25ـ علت آفرينش تفسيرها چيست ؟ 26ـ سراينده حماسه ي ايلياد و اوديسه كيست ؟ چرا نمي توان نخستين آثار هنري يونان دانست ؟ 27ـ كتاب مشهور ارسطو درباره شعر چه نام دارد ؟ 28ـ رنسانس چيست ؟ كدام شهر را مهد و روح رنسانس ايتاليا دانسته اند ؟ 29ـ دكامرون چيست ؟ 30ـ كلاسيسيم را تعريف كنيد ؟ 31ـ نقادان كدام پادشاه فرانسه را بزرگترين هنرپرور جهان دانسته اند ؟ 32ـ استاد مكتب كلاسيسيم در فرانسه كيست ؟ 33ـ تفاوت عمدهي دو مكتب كلاسيسيم و رمانيتيسم را بيان كنيد ؟ 34ـ كدام شاعر و نويسنده ي بزرگ آلماني شيفته ي حافظ شيرازي بود ؟ باسمهتعالي سوالات امتحان درس تاریخادبيات2 رشته :علوم انساني ساعت شروع : 10:30 صبح مدت امتحان : 90 دقيقه سال تحصيلي 84 ـ 1383 شهر دامغان رديف سؤالات بارم 1 كتاب لمعات اثر كيست ؟ موضوع آن چيست ؟ 5/0 2 ابن يمين در چه قالب شعري نام بردارگشت ؟ 25/0 3 لحن حافظ در ديوان غزلياتش چگونه است ؟ 5/0 4 تاريخ جهان گشا اثر كيست ؟ و موضوع آن چيست ؟ 5/0 5 پدر مرثيه سرايي در ادب فارسي كيست ؟ 25/0 6 دو مثنوي از آثار بيدل را نام ببريد ؟ 5/0 7 مسالك المحسنين چه نوع اثري است ؟ 25/0 8 يك تن از پيشگامان انجمن ادبي مشتاق را نام ببريد ؟ 25/0 9 موضوع تذكره ي آشتكده چيست ؟ 25/0 10 موضوع كتاب خداوند نامه چيست ؟ 25/0 11 آثار يغمايي جندقي به چه سبب داراي اهميت است ؟ 5/0 12 در آستانه ي مشروطه چه عواملي سبب دگرگوني چهره ي فرهنگي جامعه ي ايران شد ؟ (ذكر دو مورد) 5/0 13 برجسته ترين درون مايه اي شعر عصر بيداري را نام ببريد ؟ (ذكر چهار مورد) 1 14 دو تن از برجسته ترين شاعران سنت گراي دوره بيداري را نام ببريد ؟ 5/0 15 مهمترين آثار ادبي و تحقيقي دهخدا را نام ببريد ؟ 1 16 ويژگي عمده شعر و سبك شاعري نسيم شمال چيست ؟ 5/0 17 دو مورد ويژگي زبان و بيان و موضوع سروده هاي ميرزاده عشقي را توضيح دهيد ؟ 1 18 محتوا و مايه اصلي غزل هاي فرخي يزدي را بنويسيد ؟ 5/0 19 عنوان « سعدي نو » به كدام شاعر اختصاص يافت ؟ چرا ؟ 75/0 20 انجمن ادبي دانشكده چه زماني و در كجا شكل گرفت و اساس فعاليت آن چه بود ؟ 75/0 رديف سؤالات بارم 21 نخستين منظومه ي نيما چه نام داشت و در چه قالبي سروده شد ؟ 5/0 22 ويژگي هاي افسانه ي نيما را بيان كنيد ؟ (ذكر دو مورد) 5/0 23 عقيده ي نيما را درباره ي وزن و قافيه در شعر بنويسيد ؟ 1 24 اشعار نيمايي شهريار از نظر مضمون چه ويژگي هايي دارند ؟ 5/0 25 مضامين سروده هاي پروين اعتصامي ابتكاري است يا تقليدي ؟ توضيح دهيد ؟ 5/0 26 اميري سبك صائب را چه ناميد و به شيوه ي چه كسي شعر مي سرود و در اشعارش چه ويژگي هايي را به كار مي برد ؟ 1 27 دو اثر مهم مهرداد اوستا را نام ببريد ؟ 5/0 28 علت نااميدي و يأس فلسفي انسان معاصر چيست ؟ 25/0 29 توصيه دادئيست ها به نويسندگان چه بود ؟ 25/0 30 دو مورد از اصول پست مدرنيسم را بيان كنيد . 5/0 31 مًخَضْرْم به چه گروهي گفته مي شود ؟ 5/0 32 ويژگي هاي شعر جاهلي را بيان كنيد ؟ (ذكر دو مورد) 5/0 33 چرا ادب دوره ي عباسي را از ادب مولد يا محدث مي نامند ؟ 5/0 34 دو تن از شـاعران پيشگام را كه در ايجاد شعر مقاومت نقش داشتند را نام ببريد ؟ شعر فلسطين از 1917 تا 1928 چه ويژگي داشت ؟ (ذكر دو مورد) 1 35 جرجي زيدان را معرفي كنيد و دو اثر او را نام ببريد ؟ 1 36 دو جريان اصلي دوران جديد ادبيات داستاني عرب را نام ببريد ؟ 5/0 جمع نمرات 20 منال گرما بيداد مي كرد. از سر و گوشمان عرق فرو مي چكيد. هر كس به دنبال سايه اي بود تا از آتش خورشيد در امان باشد. در زير درخت بلوطي استراحت كردند. الهيار دستي بر پيشاني كشيد عرقش را چالاند و گفت: - آه چه گرماي تندي! امراله در حالي كه با كلاه خودش را باد مي زد گفت: - كلافه شدم از اين گرما. ملاعبداله دستي بر پشت الهيار زد و گفت: - پاشيد تا زودتر كلكشو بكنيم. هر كس داس بر دست و كلاه بر سر به طرف گندمزار به راه افتاد. فضل الله بافه مي كشيد و آن ها را در خرمن نزديك مزرعه روي هم چين صحرا سراسر زردي بي پايان بود. رنگ طلايي خوشه هاي گندم زير نگاه خورشيد دلفريب بود. باد خنكي وزيد. امرالله سر راست كرد و دستي به كمر زد: - آخي چه باد خنكي! آن طرف تر اختر با چند تا از دختران آبادي عدس درو مي كرد و مي خواند: - چه باد خنكي بي چه گِندي تنكي بي ... گويا گرما دست از لجاجت برداشته بود. كم كم تنور خورشيد سردتر مي شد. باد بر روي گندمزار نقش هاي دلفريبي مي آفريد و به همه روحيه ملا عبدالله گفت: - بابا چته چرا كمر خم نمي كني تا زودتر آزاد بشيم؟ به كجا نگاه مي كني؟ امرالله: - مي گم چند نفر دارن به طرف ما مي آيند. ملا دستي بر پيشاني گذاشت و به آنها خيره شد و گفت: - اي داد بي داد! دارو دسته خان آمدند. حتماً زين مي زنند. الهيار گفت: - اي خدا تا كي بايد زير بار ظلم و ستم خان با شيم ما كار مي كنيم زحمت مي كشيم عرق مي ريزيم بعد اين مفت خورها ازش منال و پنال مي خواهند. اصلاً به چه بابت بايد منال بدهيم. توي كدام كتاب نوشته؟ ملاسري تكان داد و گفت: - توي كتاب زمونه قانون جنگل كتاب نمي خواهد. در همين هنگام يكي از نوكران خان كه به مزرعه نزديك شده بود از اسب پياده شد و سبيل دم روباهي اش را تابي داد و گفت: - ملا خدا قوت انشا، اله خوب درو كني تا محصولات چند برابر بشه و سهم خان هم زيادتر، ملا گفت: - و سهم كركر تو هم دو برابر! بچه ها همه زدند زير خنده. مأمور خان انگار نه انگار كسي حرفي زده باشد، پرروتر جلو آمد. و گفت خان فرمايش كرده: - «به ملا بگو من هيچ بهانه اي را قبول ندارم منال آبادي را كامل مي خواهم» غروب بود هر كس خسته دست از كار مي كشيد و راهي آبادي مي شد همه جلوي خانه ملا عبداله جمع شده بودند مي خواستند مقدار منال خود را بدانند. ملا شروع به خواندن كرد: كاپولاد 500 من _ محمد آقا 600 من _ مشهدي غلامحسن 600 من – گل محمد 400 من – سهراب 200 من و... سهراب خشمگين فريادي كشيد: - الهي خير نبيني خان كه جون ما را كردي توي شيشه. هر كس ناراحت به خانه خود بر مي گشت. روزهاي آخر آخر درو بود. هر كس گندم هاي خود را آخون مي كرد و محصولات خود را در حور مي ريخت. چند تا از نوكران و چماق داران خان سوار بر الاغ به تك تك مزرعه ها سر مي زدند و منال جمع مي كردند.چند تا الاغ و قاطر در كنار خرمن بي بي سمنبر پارك كرده بود. خرمن بي بي سمنبر تل كوچكي بود كه بيشتر به تل خاك بازي مي ماند. بي بي سمنبر ده من گندم برداشت كرده بود اما زين زن بيست من برايش نوشته بود. گماشته ي خان با قيافه اي حق به جانب رو به بي بي كرد: - چشمم روشن گندم ها را چكار كرده اي حتماً در تاپو پنهان كرده اي. بي بي گفت: - به خاك پدر بچه هام كل كيناتش همينه كه همينه. يكي از نوكران گفت: - ولي جناب خان بيست من براي شما نوشته. كار خان كه الكي نيست. بي بي گفت: - من دارو ندارم همين ده من گندم است بقيه اش را كجا بياورم. خودم با اين عيال يتيم چه كنم. بين نماينده خان وبي بي سمنبر بگو مگو بالا گرفته بود. تعدادي از مردم دور آن ها جمع شده بودند. ملاعبدالله گفت: - نمي خواهد اين اندازه سخت بگيريد به خان بگو محصولش كم بود.پنج من شما برداريد،پنج من هم براي خودش بگذاريد. نماينده خان با عصبانيّت: - ملا اين پارسال نيست كه ما را دست از پا درازتر برگرداندي. ما مأموريم و معذور، بايد جلوي خان جوابگو باشيم. ملا گفت: - اي با با همينه كه جلوي روتونه بدبخته نداره جرمه؟ مأموران خان آن قدر چانه زدند تا عاقبت ده من گندم را بار كردند و سوار بر الاغهايشان شدند. در حالي كه مي رفتند يكي از نوكران گفت: - بي بي ته توش هم مال تو؛يادت باشه سال آينده ده من گندم بدهكاري همه مأموران خان چون كلاغ قارقار زدند زير خنده. بي بي گريه كنان نفرين مي كرد و به آنها فحش مي داد. امافحش قباي كسي را پاره نمي كند: - الهي خدا از گلوي خان و شما بهره ليسها پايين نره ! الهي زقنبوتتان بشه الهي … اما كار از كار گذشته بود همه رفتنند بي بي بود و خرمن خالي و شسته رفته و كيسه هاي پر از هوا. گاهي مورچه اي با زحمت از ميان گل و لاي دانه ي گندمي را پيدا مي كرد و با عجله آن را به درون لانه مي كشيد. گويا او هم فهميده بود ماموران خان منال جمع مي كنند. ممسنی ده بزرگ بكر شهريور75 آرایه های ادبی ۴ خودآزمايي درس 20 (اشتقاق) صفحه 140 - آرايه ي اشتقاق را دربيت هاي زير بيابيد و صامت هاي مشترك را تعيين كنيد . 1- يكساني 3 صامت (ش ع ر) در شعر وشعور و شاعر 2- يكساني 3صامت (خ ن د) در خندان ونخندد وهم ريشه بودن آنها 3- يكساني 3صامت (ح ر م) در حرم ، حريم ، حرمت و هم ريشه بودن . 4- يكساني 3 صامت (د ل ل) در دليل ، دلالت 5- يكساني 3 صامت (ن ظ ر) در نظر، منظر . يكساني در واج ها ( ء ن د ز) در انداز و اندازيم . 6- يكساني 3 صامت ( م ح ب ) در محبان ، محبت / يكساني در 2 صامت ( ز ن ) در زنم ، زند 7- يكساني واج هاي ( ب ي ن ) در بينند ، مي بينم / يكساني در واج هاي ( خ ن ) در خوانند ، مي خوانم 8- يكساني 3 صامت ( ع ش ق ) در عاشق و معشوق خودآزمايي درس 20(تكرار وتصدير ) صفحه 142 - دراشعار زير ، آرايه ي تكرار يا تصدير را پيدا كنيد و واژه هاي تكراري را معين نماييد. - تكرار« جهان» 2 بار ، تكرار « در » 3 بار چون تكرار آرايه اي لفظي است لفظ ((در)) با اينكه معاني مختلف دارد لفظاٌ تكرار است. - تكرار وتصدير « طيران » 2 بار - تكرار وتصدير «خوش » 2 بار - تكرار وتصدير بار 3 مرتبه - تكرار و تصدير «دوست » 3بار ، « جان » 2 بار - تكرار و تصدير « شمع نكورويي » 2بار - تكرار وتصدير « گل » 2بار ، تكرار « خيال » و « جهان » و «گنجد » 2 بار - تكرار «شكر »و«هم » 4 بار ، تكرار « قمر » 2 بار ،تكرار « اندر » 3بار - تكرار وتصدير « نماز» 2بار ، تكرار « باشد » و « تو» 2بار - تكرار وتصدير « خواب وخور» 2بار ، تكرار « خويش » 2بار - تكرار « جان » 4 بار خود آزمايي درس 21 (مراعات نظير ) صفحه 146 - درشعرها و عبارت هاي زير ، آرايه ي مراعات نظير را بيابيد و مشخص كنيد كه تناسب واژه ها از چه جهت است ؟ 1- ابر ، باد ( ازنظر همراهي ) / مه ، خورشيد ، فلك ( مكاني ) 2- شعاع ، آفتاب ( از نظرهمراهي ) / عقيق ، زر ، ياقوت ( از نظر نوعي ) 3- درد ، بنالد ، دردمند ، طبيب ( از نظر همراهي ) 4- چمن ، گل ، خار ( از نظر همراهي ) 5- سر، تن ، دست ( از نظرهمراهي ) 6- كمان ، سپر ، پيكان ( از نظر نوعي و همراهي ) 7- گفتار ، كردار ، رفتار ( از نظرهمراهي ) / زبان ، دست ، پا ( از نظر همراهي ) 8- تير ، دي ، ارديبهشت ( از نظر زمان ) / خاك وخشت ( از نظرجنس ) 9- سر ، دل ، ديده ( از نظر همراهي ) گهر ودريا ( از نظر همراهي) خود آزمايي درس 21 ( تلميح ) صفحه 150 - در بيت ها و عبارت هاي زير ، آرايه ي تلميح را مشخص كنيد و دانسته ي مورد نظر را در دو سطر توضيح دهيد . 1- خسرو وشيرين : تلميح دارد به عشق خسرو وشيرين ورقابت فرهادكوه كن با او در آن ميدان و روي آوردن خسرو به زني به نام «شكر» براي منصرف شدن ازعشق فرهاد . 2- شاه تركان : تلميح دارد به حوادث زندگي سياوش : سياوش فرزند كاووس پرورش يافته ي رستم ==== از آن جا كه به ابراز علاقه نامادري اش سودابه پاسخ نداد به خيانت متهم شد وبراي اثبات بي گناهي اش به سلامت از آتش گذشت با اين حال به خاطر وسوسه هاي نامادري اش مورد بي مهري پدر بود تا بالاخره بعد از جنگي بين ايران وتورانيان به شاه تركان (افراسياب ) پناه برد . او فرنگيس دختر افراسياب را به همسري برگزيد اما چندي بعد افراسياب در اثر بدگويي هاي گرسيوز ، برادر ويكي از پهلوانان افراسياب نسبت به سياوش بدبين وبدگمان شد و او را بي گناه كشت . 3- روضه و گندم : اشاره دارد به ماجراي آدم و حوا و خوردن گندم ميوه ممنوعه كه سبب شد تااو وهمسرش حوا از بهشت رانده شوند . 4- پوردستان : تلميح دارد به بخش پاياني داستان رستم و شغاد . شغاد ، نابرادري رستم ، دختر شاه كابل را كه باج گزار رستم بود به زني گرفت پس از آن از رستم خواست كه از گرفتن باج ازشاه كابل صرف نظر كند اما رستم نپذيرفت شغاد با پدر زن خود بر ضد رستم نقشه اي كشيد به اين ترتيب كه به ظاهر با خاطري آزرده كابل را ترك كرده وبه زابلستان آمد و از رستم خواست كه به كابل بيايد واز او رفع توهين كند شاه كابل هم به تزوير ، براي پوزش خواهي به پيشباز رستم رفت و او را به ميهماني وپس از آن به شكار گاه دعوت كرد در شكار گاه چندين چاه كه در آن خنجر وتيغ گذاشته شده وروي آن با خاك پوشيده بود ، سرراه او قرار داشت . رخش بوي خاك تازه را حس كرد وپيش نرفت اما رستم با تازيانه او را وادار به حركت كرد ، رخش جستي زد وبه ته چاه رفت و به اين ترتيب رستم و رخش هر دو كشته شدند اين برادر كشي همواره در ادب فارسي بازتاب داشته است . 5- به داستان «بيژن ومنيژه » تلميح دارد . بيژن ، پهلواني ايراني به فرمان كيخسرو و همراه با گرگين براي جنگ با گرازها عزيمت كرد ولي گرگين او را فريب داد وبه سوي دشتي برد كه منيژه ، دختر افراسياب در آن خيمه افراشته وجشن برپا كرده بود . بيژن ومنيژه عاشق يكديگر شدند . منيژه ، بيژن را به كاخ خود دعوت كرد. افراسياب پس از آگاهي از حضور بيژن در قصر ، او را اسير ودر چاهي زنداني كرد و دخترش را نيز سروپا برهنه از كاخ بيرون كرد . منيژه هر روز بر سر چاه مي رفت وناني را كه از راه گدايي به دست آورده بود به بيژن مي رساند . سرانجام رستم د رجامه ي بازرگانان به جست و جوي بيژن به توران آمد و به راهنمايي منيژه بر سرچاه رفت ، بيژن را نجات داد ومنيژه نيز با او به ايران گريخت . 6- تلميح دارد به عشق فرهاد نسبت به شيرين كه به شوق وصال او به كوه كني مي پردازد واز عشق او گريه وزاري فراوان مي كند وسرانجام با شنيدن خبر دورغ مرگ شيرين ، در را وصال او جان مي دهد . 7- تلميح درمصراع دوم است : قارون از خويشان حضرت موسي (ع) بود كه طبق روايات از او كيمياگري آموخت بسياري از فلزات را به زر تبديل وثروت بيشماري جمع كرد . پس از آن غرور مال ، او را نسبت به موسي نافرمان كرد . .. سرانجام به نفرين موسي زمين شكافت برداشت وقارون را با گنج فراوانش در خود فرو برد . 8- تلميح درپايان عبارت است «ظلوم و جهول » اشاره اي است به بخش پاياني آيه 72 سوره احزاب (33) انا عرضنا الامانه علي الموات والارض .فابين ان يعملنها واشفتن منها وعملها الانسان انه كان ظلوما جهولا. 9- تلميح درپايان جمله اول است اشاره به قحطي هفت ساله اي كه درمصر و كنعان روي داد وسبب شد كه برادران يوسف درطلب غله راهي مصر شوند وبارديگر به ديدار يوسف نائل گردند واز كار گذشته خويش پشيمان گردند واز طرفي حضرت يوسف با بيچارگان همدردي مي كرد. خود آزمايي درس 22 ( تضمين ) صفحه 154 - درشعرها و جمله هاي زير ، آرايه تضمين را بيابيد و مورد تضمين شده را تعيين كنيد . 1- همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنا را شهريار اين شعر را از حافظ تضمين كرده است . 2- كلم الناس علي قدر عقولهم سعدي اين حديث را در نثر خود تضمين كرده است . 3- بوي جوي موليان آيد همي حافظ اين مصراع را از رودكي تضمين كرده است . 4- احسن كما احسن الله اليك سعدي در ضمن كلام خود اين آيه قرآن را آورده است . 5- كل يوم هو في شأن آيه ي قرآن است كه مولوي تضمين كرده است . 6- روسربنه به بالين تنها مرا رها كن اين مصراع از مولوي است كه دكتر شفيعي كدكني آن را تضمين كرده است . 7- وقنا ربنا عذاب النار سعدي اين آيه ي قرآن را در ضمن سخن خود آورده است . 8- گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر آن مهر بركه افكنم آن دل كجا برم ؟ بيتي است از كمال الدين اسماعيلي كه حافظ آن را تضمين كرده است . خود آزمايي درس 22 ( تضاد ) صفحه 158 - در شعرها و عبارت هاي زير ، آرايه ي تضاد را بيابيد . 1- بنشست ، برخاست /برخاست ، بنشست 2- بسي ، هيچ /هستم ، نيستم / مي روم ، نروم 3- دشمن ، دوست بداند ، ندانم 4- رسيدم ، نرسيدم 5- ترشي ، شيرين / بد ، نيك خواه 6- آب ، آتش 7- نفرين ، دعا / تلخ ، شكر 8- دشمن ، دوست 9- نيك انجام ، بد فرجام 10- زود ، دير 11- برود، نرود 12- آب ، سنگ / دوستان ، دشمنان / زندگي ، مرگ خود آزمايي درس 23 ( تناقض ) صفحه 162 آرايه ي تناقض را دربيت هاي زير بيابيد . 1- بحر آتش 2-دولت فقر 3- جام غم خوردن به شادي كسي – بدين غم شادماني مي كند 4- فقيران منعم ، گدايان شاه 5- كسب جمعيت ( آرامش خاطر ازپريشاني زلف ) 6- پيدايي و پنهان ، پيدا و پنهان 7- مدد خواستن از باد براي برافروختن چراغ 8- شرم سرافرازي ، ازپا افتادن را معراج شمردن . خود آزمايي درس (حس آميزي ) صفحه 164 در جمله ها وبيت ها ومصراع هاي زير آرايه ي حس آميزي را بيابيد . 1- لباس ( بينايي ) ، چشاندن ( چشايي ) 2- قصه ( شنوايي ) ، رنگ ( بينايي ) 3- شب ( بينايي ) ، نمناك ( لامسه ) 4- بوي ( بويايي ) ، مي شنوم ( شنوايي ) ، رنگ ( بينايي ) ، مي شنوم ( شنوايي ) 5- صداي ( شنوايي ) ، نديدم ( بينايي ) 6- نجواي ( شنوايي ) ، نمناك ( لامسه ) 7- بشنوي ( شنوايي ) ، بوي ( بويايي ) 8- ترانه هاي (شنوايي ) ، شيرين ( چشايي ) ، بهانه هاي ( شنوايي ) ، رنگين ( بينايي ) 9- سرنوشت ( شنوايي ) ، تر ( لامسه ) 10- روشني ( ديدني ) ، بچشيم ( چشايي ) خود آزمايي درس 24( ايهام ) صفحه 168 در هر يك از بيت هاي زير ، آرايه ي ايهام را بيابيد ومعناي مختلف واژه اي كه اين آرايه را پديد مي آورد برشماريد . 1- بوي (1- بو ، 2- آرزو ) 2- مردم دارش ( 1- خوش رفتار با مردم ، 2- چشمي كه داراي مردمك است ) 3- مدام ( 1- شراب ،2- پيوسته ومداوم ) 4- زدي ( 1- كوبيدن وضربه زدن ، 2- تابيدن ) 5- راست ( 1- چشم راست ، از روي حقيقت و درستي ) چشم چپ (چپ بيني ) 6- در نمي گيرد ( 1- موثر واقع مي شود ،2- شعله ور نمي شود و نمي سوزد ) 7- دل سيه ( 1- نامهربان ، 2- نقطه ي سياه وسط چشم)،جانب هيچ آشنا نگاه ندارد(1- نگاه نمي كند،2- حمايت وجانبداري نمي كند ) 8- رود ( 1- نهر آب ،2- نام سازي كه عود وبربط ناميده مي شود . 3- عزيز و دلبند) 9- مالك دينار ( 1- صاحب سكه ومال وثروت ، 2- نام عارف نامدار قرن دوم ) خود آزمايي درس 24 (ايهام تناسب ) صفحه 171 2- درهريك از بيت هاي زير آرايه ي ايهام تناسب را بيابيد و ضمن بيان هردو معني ، مشخص كنيد كه واژه در معني دوم با كدام واژه ي ديگر تناسب دارد. الف ) ضربه زدن الف )ضربه زدن 1- ضرب بزن ب) نام سازي است با چنگ تناسب دارد ب) نواختن موسيقي با چنگ تناسب دارد الف ) ماده ي خوراكي شيرين 2- شكر ب ) نام زن خسرو پرويز با شيرين تناسب دارد الف) چهره ، صورت 3- رخ ب) مهره ي شطرنج (قلعه ) با اسب ، پيل و شهمات تناسب دارد. الف ) اسب الف) فيل اسب پيل ب) مهره شطرنج با رخ و فيل تناسب دارد ب) مهره شطرنج با رخ و اسب تناسب دارد الف: پيوسته 4- مدام ب: شراب با مست تناسب دارد الف ) نشانه 5- آيت ب) آيه ي قرآن با تفسير تناسب دارد الف) نام سازي است 6-عود ب ) ماده اي خوش بو با سوخت تناسب دارد الف ) عدد هزار 7- هزار ب ) عندليب بلبل با باغ تناسب دارد خود آزمايي درس 25 (لف و نشر ) صفحه 175 3- در شعر ها و عبارتهاي زير ، آرايه ي لف و نشر را بيابيد و با نشان دادن لف ها و نشرها ، نوع آن ها را تعيين كنيد . 1- لف : فرو رفت و بر رفت نشر : به ماهي نم خون و بر ماه ، گرد لف و نشر مرتب 2- لف : ملك و دين نشر : پادشاه بي حلم و زاهد بي علم لف ونشر مرتب 3- لف : زيب فلك و زينت دهر نشر: مه روي تو ، اشك چو پروين لف و نشر مرتب 4- لف : آينه و ترازو نشر : خموش و گويا لف و نشر مرتب 5- لف : دل و كشور نشر : جمع و محمود لف و نشر مرتب 6- لف : خال و خط نشر : دام و دانه لف و نشر مشوش 7- لف : عفو و خشم - نشر : روز و شب لف و نشر مرتب - لف : مهر و كين - نشر : شهد و سم لف و نشر مرتب 8- لف : لب ضحاك و چشم فتان - نشر : كيد و سحر - لف ونشر مرتب - لف : كيد وسحر ، نشر : ضحاك وسامري - لف و نشر مرتب 9-لف : روي وچشم - نشر : گهر مي ريزد ، زر مي زند - لف و نشر مشوش 10- لف : شمشير و خنجر وگرز و كمند - نشر : بريد و دريد و شكست و ببست - لف و نشر و مرتب لف : بريد و دريد و شكست و ببست - نشر : سرو سينه و پا و دست - لف و نشر مرتب خود آزمايي درس 25 (اغراق ) صفحه 179 الف )اغراق هاي به كار رفته را در بيت هاوجمله ها زير بيابيد و آن ها را توضيح دهيد . 1-كل بيت اغراق است . ادعاي اغراق آميز در مورد لطافت بدن است اين لطافت به حدي است كه اگر به جاي پارچه ، لباسي از گلبرگ گل سرخ هم بر تن او كنند ، باز بدنش آزرده مي شود . 2- «هزار فرسنگ » ادعاي اغراق آميز و بيش از حدمعمول براي « فاصله بسيار دور » است . 3- كل بيت اغراق است . « درياي آب شدن كوه آهن » ادعاي اغراق آميز وبيش ازحدمعمول در مورد قدرت افراسياب است كه حتي اگر كوه آهن نام او رابشنود از شدت ترس فرو مي ريزد ومانند آب درياسرازير مي شود . 4- «هزار من سنگ بالا بردن » ادعاي اغراق براي توانايي جسمي است . 5- توصيفي اغراق آميز درمورد زيبايي فردي به حدي كه سبب زيبايي زيورها گردد. 6- ادعاي اغراق آميز زيبايي شعرحافظ است به گونه اي كه حتي فرشتگان هم به رقص در مي آيند كه اين يك ادعاي نامتعارف وتقريبا محال است . 7- شاعر هنر رامين را درنواختن چنگ اين گونه اغراق آميز بيان كرده است كه از شنيدن صداي آن حتي سنگ به رقص در مي آيد . 8- شب و روز به فكر فردي بودن بيان اغراق آميز است درمورد توجه شاعر به محبوب خود . 9- اين كه گوش آدمي قصه ايمان را بشنود ومست شود ادعاي اغراق آميز وبيش از حد معمول است براي بيان تاثير ايمان ويقين . 10- اداعاي اغراق آميز درمورد بارش شديد برف وزيادي آن به گونه اي كه زمين لقمه اي در دهان برف است . ب) مثل ابر بهاري گريه مي كرد - از شدت تب مثل كوره مي سوخت . - از خوشحالي درپوست خود نمي گنجيد . - آن قدر شلوغ بود كه جاي سوزن انداختن نبود . - هزار بار به تو گفتم . - مثل برق رفت و برگشت . خود آزمايي درس 26( حسن تعليل ) صفحه 183 1-درشعرهاي زيرارا يه ي حسن تعليل رابيابيد. الف -علت بارش باران ازابر ،شرم ابرازچهره ي زيباي معشوق دانسته است. (يعني ازديدن چهره ي زيباولطيف تو،ابر خجالت مي كشدوان چه به شكل باران مي بارد،عرقي است كه ازشرم ،برپيشاني ابر نشسته است . ب- در بيت دوم شمع (موم) خطاب به پروانه مي گويد علت سوختن و شعله ور شدن من اين است كه عسل (شيريني ) ازمن رفته است (البته در اين بيت شيريني ايهام تناسب زيبايي با فرهاد نيز دارد .) پ- علت بي خزاني درخت سرو را شاعر راستي و صداقت آن دانسته است (علم از راستي زدن سرو در بالاي راست و متعادل آن جلوه گر شده است ) ت- شاعربه زيبايي طالب چشمه ي خورشيد بودن و به سوي خورشيد رفتن ذره را به علت اديبانه ي همت عالي داشتن ذره دانسته است . ث- شاعر (رودكي ) به زيبايي و رندي علت سياه كردن (رنگ كردن ) موهاي خود را نه پيري بلكه از آن مي داند كه به مصيبت مرگ جواني نشسته است . ج- شاعر در اين بيت علت خلوت گزيني زاهدان را دلبري شاهدان معرفي كرده است (كه دنيا و دين و عقل را مي برند . 2-براي مثال هاي زير،علت ادبي ذكركنيد. الف ) باغبان ميوه ها را چيده و برده است و برگها از اندوه ودوري ، زرد و پژمرده اند . ب) روي بي قرار ونالان بسوي مادرش ، دريا مي رود تا در آغوش او آرام گيرد . 3- براي حسن تعليل سه مثال خلق كنيد و بنويسيد . الف - ابرها به حال مردم بيچاره مي گريند . ب- بعضي از بسته ها براي درامان ماندن خاموش ولب بسته اند . پ- برگ ها در فصل خزان از فراق گرما زرد و پژمرده شده اند . ت- باغ پاييزي در فراق بهار زرد روي گشته است . 4- ابيات زير را شرح كنيد و آرايه ي حسن تعليل را در آنها نشان دهيد . الف -آمدن روز و طلوع خورشيد به خاطر صداقت صبح دانسته است . شاعر دراين بيت با ارائه يك تمثيل از ارزش راست گويي وتاثير آن سخن گفته است صبح صادق برخلاف صبح كاذب واقعي است وبه روز مي پيوندد اين صبح به دليل راستي وصداقتش مانندشخص ثروتمندي است كه همه جارا با اشعه هاي زرين خورشيد مي پوشاند . ب- ازبسياري شاخه ها وبرگها وسايه انبوه درختان ، زير درختان تاريك شده و خداوندبراي از بين بردن اين تاريكي ، گل انار را مثل چراغي آفريده ودرختان را با آن چراغاني كرده است يعني شكفتن گل در زير برگهاي درخت ، يك علت طبيعي است اما سعدي علت رويش اين برگها را روشن كردن زير درخت دانسته است . پ- علت بي كينه بودن شاعر اين است كه دلش خانه عشق ومهر يار است وجايي براي كينه وجود ندارد . ت- علت بارش ابر بهار بر سمن ، بد عهدي و بي وفايي روزگار است كه گلها و گياهان از آسيب روزگار در امان نيستند . شاعر براي بارش ابر بهاري دليلي شاعرانه وزيبا آورده است چون ابر بهاري از بي وفايي وبد عهدي روزگار خبر دارد ومي داند كه روزگار اين گلهاي زيبا وياسمن ونسرين وسنبل را كه خود پرورده است هنگام پاييز نابود مي كند از آغاز تولد گل ها و شكوفايي آنها به خاطر بي وفايي روزگار وسرانجام آنها گريان است . هادی فرهادی اشکان نورآباد ممسنی خود آزمايي درس 13 (حقيقت و مجاز) صفحه98- 97 1- واژه هاي مشخص شده كدام حقيقت و كدام مجاز است ؟ در هر مجاز قرينه را نشان دهيد . الف - برو هرچه مي بايدت پيش گير سر ما نداري ، سر خويش گير هردو سر مجاز است . قرينه : مضاف واقع شده اند .سر اول : قصد (محليه )سر دوم :راه (علاقه :جزئيه زيراهرراهي سرآغاز وانتهايي دارد ) ب : اگر به زلف دراز تو ، دست ما نرسد گناه بخت پريشان و دست كوته ماست هردو دست مجاز : دست اول : مجاز از دسترسي و در اختيار داشتن قرينه : بقيه جمله دست دوم : بخشي از دست (الزامي نيست كه همه دست برسد ) قرينه : كوتاه ما (علاقه آليه ) قرينه بقيه ي حمله مجاز از دسترسي و دراختيار داشتن پ : ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار دشمن شوند و سربرود هم بر آن سريم سر مصراع اول : مجاز قرينه : بقيه ي جمله ما باتو سري داريم (فكر و قول و قراري داريم ) علاقه: محليه سر اول در مصراع دوم : مجاز از جان (جان رفتن كنايه از مردن) سر دوم در مصراع دوم : مجاز قرينه : بقيه ي جمله برآن سريم (برآن پيمان هستيم ) علاقه: محليه ت : آفرين جان آفرين پاك را آن كه جان بخشيد و ايمان خاك را خاك : مجاز از انسان قرينه : ايمان و جان به آن بخشيد (علاقه : ماكان زيرا انسان قبلاً خاك بوده است ) ث: چو آشاميدم اين پيمانه را پاك در افتادم زمستي بر سرخاك پيمانه : مجاز از نوشيدني قرينه : آشاميدم خاك : حقيقت ج: از تو به كه نالم كه دگر داور نيست وزدست تو هيچ دست بالاتر نيست هر دو دست : مجاز از قدرت قرينه : بقيه ي عبارت (علاقه آليه ) ز: كار پاكان را قياس از خود مگير گرچه ماند در نبشتن شير و شير هردو شير حقيقت است . 2- در ميان مجازها ، استعاره ها را مشخص كنيد . الف : گل برگ را ز سنبل مشكين نقاب كن يعني كه رخ بپوش و جهاني خراب كن گل برگ : استعاره از چهره سنبل : استعاره از گيسوان ب : عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت فتنه انگيز جهان نرگس جادوي تو بود نرگس جادو : استعاره از چشم پ – هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است دل در اين بيت مجاز است از ميل و رغبت چون دل محل ميل و رغبت است . ت: زبان خامه ندارد سر بيان فراق وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق سر مجاز از قصد و علاقه ي آن محليه است . ث : الا اي باد شبگيري بگو آن ماه مجلس را تو آزادي و خلقي درغم رويت گرفتاران ماه مجلس استعاره از يار ج : ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ي ما را انيس و مونس شد ستاره : استعاره از محبوب ماه مجلس: استعاره از محبوب چ : دفتر فكرت بشوي ، گفته ي سعدي بگوي دامن گوهر بيار بر سر مجلس ببار مجلس مجاز است از مجلسيان علاقه : محليه خودآزمايي درس 14 (علاقه هاي مجاز) صفحه 102 1- در شعرها و جمله هاي زير ، علاقه ي مجازهاي مشخص شده را تعيين كنيد . الف- سر : علاقه محليه← به معني تصميم و انديشه ب- سر : علاقه كليه← همه ي سر را گفته ولي بخشي ازسر مورد نظر است چون همه ي سر درد نمي كند . پ- قلم : علاقه آليه ← قلم ابزار نوشتن است . ت- حلق : علاقه جزيي ← دهان چون حلق جزيي از دهان است . ث- سير : علاقه سببيه ← زيرا سيري سبب بيزاري و كسالت است . ج- ماه : علاقه لازميه ← مهتاب زيرا نور لازمه وهمراه ماه است . چ-عالمي : علاقه محليه وكليه ← عالم مجاز از مردم عالم است . 2- مجازهايي كه دربيت به كار رفته است معين كنيد ؛ قرينه ي آن ها را نشان دهيد و نوع علاقه رابيان نمايد . الف- سرم- علاقه كليه ، محليه : چون موي سر سپيده شده است نه تمام سر سپيد شدن قرينه ي آن است . ب- جهان - علاقه كليه و محليه : نعمت ها و امكانات زندگي است قرينه : واژه ي (خوردم ) زيرا آنچه در جهان قابل خوردن است نعمت ها ست نه خود جهان . پ- بيت : مجاز (از شعر ) علاقه : جزئيه قرينه : مي گفت كوه مي سفت كوه مجاز (از سنگ) علاقه : كليه قرينه : مي سفت ت- ايران : مجاز (قهرمانان وپهلوانان ايران ) علاقه : محليه وكليه قرينه : برآشفت ث- خون : مجاز(كشتن ومرگ) علاقه : لازميه قرينه : اضافه شدن ناحق به خون ج: صفرا : مجاز (ازخشم ) علاقه : سببيه قرينه : برنيامدم (به عقيده پيشينيان يكي از اخلاط چهارگانه صفرا بوده است كه موجب خشم مي شد. چ: الحمد : مجاز( از قرآن) علاقه : جزئيه قرينه : خواندن بعد از مرگ (بعد از مرگ قرآن مي خوانند ) ح : دم : مجاز (ازسخن ) علاقه : سببيه قرينه : شنو ، هردو دم مجاز است و قرينه در جمله ي دوم : راحت پديد شود ، است . خ : دينار و درم : مجاز (از ماديات ) علاقه : جزئيه قرينه : جمله سر اول مجاز از وجود و جان علاقه : جزئيه قرينه : بقيه ي عبارت سردوم مجاز از انديشه علاقه : محليه قرينه : اضافه شدن دينار و درم به آن د- دست (هردودست ) مجاز از قدرت علاقه : آليه قرينه : بقيه ي جمله ذ - چشم ، مجاز (از خود فرد) علاقه : جزئيه قرينه : نخفت ر - جهان : مجاز (بزرگان ) علاقه : محليه قرينه : انجمن شد 3- واژه هاي زير را درمعني مجازي به كار ببريد . شهر : پيكر پاك شهدا بردوش شهر حمل مي شد . قلم : او صاحب قلم است . چشم : چشمش به من افتاد . (= نگاه ) زبان : او شيرين زبان است . (= سخن ) دست : دست خدا بالاترين دستهاست . سر : سرآن ندارد امشب كه برآيد آفتابي ./ برسر آنم كه گر زدست برآيد . / سرش (جان )را درراه خدا از دست داد. خورشيد : خورشيد دشت را روشن كرد. ( نورخورشيد ) 4- واژه هاي زير را به صورت مجاز و استعاره به كار ببريد. ماه زمين را روشن مي كند ( نور ماه مجاز) ماه من ، زندگي بي تو تاريك و بي رونق است ( استعاره ) سرو : خم آورد بالاي سرو سهي ( استعاره )- گنجشك بر سرو نشسته بود . (مجاز) خود آزمايي درس 15 ( كنايه ) صفحه 107 درجمله ها و شعرهاي زير كنايات را مشخص كنيد ، مفهوم آن ها را بيان كنيد . 1- ريش سفيد : كنايه از باتجربه بودن يكي از نشانه هاي با تجربگي پيري وريش سفيدي است . 2-گهي پشت بر زين : كنايه از موفقيت و پيروزي يا قدرتمند وتوانا بودن/گهي زين به پشت : كنايه از شكست يا خوار وذليل بودن . 3-كشتن جو و گندم ستاندن : نتيجه ي كار باپايان آن يكسان است يعني نتيجه بدي كردن ، بدي ديدن است . 4- قيمت مقطوع است : كنايه از چانه نزنيد . 5- سر فرو نياوردن : كنايه ازتسليم نشدن وخاضع نگشتن 6- دهان به دهان گشتن سخن : كنايه از رواج وشيوع پيدا كردن . 7- هر كجا پاي نهد: كنايه ازواردشدن به جايي / دست ندارندش پيش : كنايه ازمانع نشدن . جلو او نمي گيرند . 8- دست روي دست گذاشتن : كنايه از انجام ندادن كار و بيكاري 9- مصراع دوم : آغاز هركار باپايان آن مناسب است.يعني نتيجه خوبي كردن ،خوبي ديدن است و نتيجه ي بدي كردن ، بدي ديدن است . 10- دست از دامن بدار: كنايه از رها كردن 11-جاي بودن نديد : كنايه از فرار كردن 12- بنشاندت پيش آموزگار : كنايه از ميل به آموختن واقرار به ناداني 13- دستش نگيرم : كنايه از مانع نشدن / تيرم زند : كنايه ازكشتن 14- دل پيش كسي داشتن : كنايه از عاشق بودن. ريش در دست ديگري داشتن : اختيارآدمي به دست ديگري بودن است . 15- پاي لغزيدن : كنايه از خطا كردن يا دچارگرفتاري ومشكل ناگهاني ونامنتظر شدن . 16- با هم يك زبانند: كنايه از متحد بودن / كمان را زه كن : كنايه از براي جنگ ودفاع آماده شدن / سنگ بر باره ببر : كنايه از براي جنگ و دفاع آماده شو . بخش چهارم خود آزمايي درس 16 ( موسيقي دروني و معنوي شعر ، واج آرايي ) صفحه 114 و115 - دربيت هاي زير واج آرايي را بيابيد و شمار هر صامت يا مصوت تكراري را تعيين كنيد . 1- 7 بار صامت ( س) ، 7بار صامت (ت وط) ، 6 بار مصوت (الف)، 8 بار مصوت (ــ ) 2- 7 بارصامت ( س، ت ) 3- 6 بارصامت هاي ( ل ،ب) 4- 8 بار صامت (ل) ، 9 بار صامت (م) 5- 9 بار صامت (ن) ، 7بار مصوت بلند (ا) 6 مصوت (ــ ) زيرا به صورت تتابع اضافات آمده و خيلي محسوس است . 6-6بار صامت (ر) ، 5 بار صامت (ش) ، 10بار مصوت كوتاه (ــ) 7- 9 بار صامت (د) ، 8 بار مصوت بلند (ا) 8- 11 بار صامت (ر) ، 6 بار صامت ( ه ) 9- 3 بار صامت (ش) ، 5 بار صامت (ن) 10- 6 بار صامت ( س ، ت ) ، 8 بار مصوت بلند (يي) 11- 6 بار صامت (م) ، 5 بار صامت (ن) ، 7 بار مصوت بلند (او) 12- 4 بار صامت (ش) ، 5 بار مصوت بلند (ا) ، 7 بار مصوت كوتاه (ــ ) 13- 6 بار صامت ( خ ) ، 4 بار صامت ( ب) خود آزمايي درس 17( سجع ، انواع سجع ) صفحه 117 درجمله هاي زير سجع را نشان دهيد . - چراغ و داغ : سجع مطرف - برآيد و نپايد : سجع متوازي - حيف و طرح : سجع متوازن - دسترس و كس : سجع مطرف - نهفتني وپيمودني : سجع متوازي - گفتني و نمودني : مطرف - بي زر ، بي پر ، بي بر، بي در : سجع متوازي - عزيز ، ذليل : سجع متوازن - خورد ، مرد: سجع متوازي - كشت ، هشت : سجع متوازي خودآزمايي درس انواع سجع صفحه ي 120-119 1- دراشعار وجمله هاي زير ، سجع ها را بيابيد ، درباره ي ارزش موسيقايي هريك اظهار نظر كنيد . - زاينده ، پاينده : سجع متوازي (داراي ارزش والا ) - بيازارد ، بيارد : سجع مطرف (نوع متوسط) - ترازو ، بازو : سجع مطرف (نوع متوسط) - خوب ، مكتوب : مطرف (نوع متوسط) اما در اين عبارت صنعت ازدواج (تضمين المزدوج ) ديده مي شود : تحصيل سيرت خوب : ترتيل سورت مكتوب - محتاج ، مشتاق : سجع متوازن (ارزش موسيقايي اين سجع كم است ) - محجوب ، معذور : سجع متوازن (ارزش موسيقايي آن كم است ) تبريز ، خيز : مطرف (نوع متوسط) ، برداريد ، بگذاريد : متوازي (ارزش والا) - باغ ، داغ : سجع متوازي (داراي ارزش والا ) لاله ، ناله : متوازي (داراي ارزش والا) ورد ، درد: سجع متوازي (داراي ارزش والا ) لاله و ورد ، ناله و درد (تضمين المزدوج) - منتعش و مشتعل : سجع متوازن ارزش موسيقايي آن كم است . مكتوب و مطلوب (متوازي ) (تضمين المزدوج) - روز ، سوز : سجع متوازي (داراي ارزش والا) سوز با افروز سجع مطرف (ارزش متوسط ) - گرم ، شرم ، نرم : سجع متوازي (داراي ارزش والا ) - گردون ، افسون : سجع متوازي (ارزش والا ) - كرامت ، سلامت : سجع متوازي (ارزش والا) - فرسود ، نگشود : سجع متوازي (ارزش والا) نگشود ، بود : سجع مطرف (ارزش متوسط ) - رسيدي،كشيدي:سجع متوازي (ارزش والا) مي گذرم،مي نگرم :سجع متوازي (ارزش والا) خورده : مرده : سجع متوازي (ارزش والا) خودآزمايي درس 18 موازنه و ترصيع صفحه ي 124-123 به ترتيب بيت ها : آرايه ي موازنه دركدام يك ازبيت هاي زيربه كاررفته است؟علت آن رابيان كنيد.آيا درميان((موازنه ها ))ترصيع نيزديده مي شود ؟ آنها را نيز تعيين كنيد . 1- موازنه 2- موازنه 3- موازنه 4- ندارد 5- موازنه 6- موازنه 7- ترصيع 8- موازنه 9- ترصيع 10- موازنه 11- ندارد 12- ترصيع 13- ندارد 14- موازنه 15- ترصيع 16- موازنه 17- موازنه 18- موازنه خودآزمايي درس 18 - صفحه ي 126 - دراشعار و جمله هاي زير ، جناس ها را بيابيد و اگر اختلافي در صامت ها يا مصوت ها است ، بيان كنيد . 1- روان ، روان : جناس تام (جاري ، روح ) 2- صورت (نقاشي ، تصوير ) صورت (ظاهر ) : جناس تام 3- سير ، شير : جناس ناقص اختلافي (اختلاف در صامت آغازي ) - زهره ، زهره : جناس ناقص حركتي (اختلاف در مصوت ) 4- شمع ، جمع : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت آغازي ) - ما، ماه : جناس ناقص افزايشي (افزايش يك صامت ) 5- نماز ، نياز: جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت مياني ) درد ، كرد : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت آغازي ) 6- شاه ، شاد : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت پاياني ) 7- كينه ، سينه : جناس ناقص اختلافي (اختلاف در صامت آغازي ) - آيين و آيينه ، جناس ناقص افزايشي (افزايش يك مصوت درپايان ) خود آزمايي درس 19 صفحه ي 129 دراشعار وجمله هاي زير ، جناس تام را تعيين كنيد و معني هريك از اركان را بگوييد. 1- روان (روح وجان) ، روان ( جاري وزبان زد ) 2- ناي ( ني ) ، ناي ( نام يكي از زندان هاي مسعود سعد ) 3-غريب ( عجيب ) ، غريب ( تنها وبيگانه ، دورمانده از شهر ) 4-داد ( حق ) ، داد ( ادا كرد ) 5-قلب ( مركز سپاه ) ، قلب ( دل ) 6-چنگ ( ساز ) ، چنگ ( دست ، دراختياريت ) 7- داد ( حق ) ، داد ( ادا كرد ) خود آزمايي درس 19 صفحه 131 -دراشعار زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد ومصوت هاي كوتاهي را كه ، با هم تفاوت دارند ، مشخص كنيد. 1- ملك ، ملك 2- درد، درد 3- مهر ، مهر 4- مهرت، مهرش 5- مي كني ، مي كني خود آزمايي درس 19 صفحه 134 - در ابيات زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد و حرف هايي را كه متفاوت اند ، درآغاز ، ميان و پايان اركان نشان دهيد . 1- بوي ، خوي ، جوي ( ب، خ ، ج) 2- درشت ، درست ( ش، س )/ درستي ، درشتي ( س ، ش) 3- جود ، سجود ( س) / جود ، وجود (و) - سجود ، وجود(س ، و ) 4- جام ، كام (ج ، ك ) / كار ، كام ( ر ، م) 5- سوزد ، سازد ( و ، ا) 6- جان ، جام ( ن ،م ) 7- مستي ، هستي ( م ، ه) 8- نماز ، نياز ( م ، ي ) خودآزمايي درس 19 صفحه 137 - در اشعار زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد و هر نوع افزايشي را كه در اركان صورت گرفته است ، نشان دهيد . 1- ما ، ماه ( افزايشي) 2- يارا، ياران (افزايشي) 3- آرام ، رام (افزايشي ) 4- دوست ، دست (افزايشي) 5- جان ، جهان افزايشي / جان ، آن اختلافي 6- نياز ، ناز افزايشي / در ، درد (افزايشي) 7- درخش ، رخش (افزايشي ) 8- كان ، مكان (افزايشي) / كار ، كان (اختلافي) 9- بر، سر (اختلافي) / سر ، سرو (افزايشي ) هادی فرهادی نورآباد ممسنی
برخاست بانگ ودادي
افسرده مي گريزد
ابري ز دست بادي
سر مي كشد سر سنگ
از باد خامه برخاست
در هم نموده آن رنگ
خالي خيال دانه
تا قوت شب نمايد
بر خوان سبز خانه
باغي پر از هيا هو
آرام مي تراود
عطر از لبان شب بو
آن سو كنار چشمه
تا چينه پر نسازد
كبك خمار چشمه
بلوا دو باره خيزد
نقاش روشنايي
نقشي دوباره ريزد
كودك نخيزد از خواب
ديگر ربوده از من
ديدار ترد سيماب
پا مي كشد بر قامت كوه
وقتي كه مي پردازد آهنگ
باد سحر گاهانه ياهو
بر بام دل ها مي زند پاي
وقتي كه مهتاب از سر ناز
با هاله اي مي خيزد از جاي
قويي سبك مي خيزد از خواب
وقتي سحر در بستر ماه
گل مي كند صحراي سيماب
صبهاي دلجوي تو ديدم
در چشمه ي صبح از سر شوق
تمثيلي از روي تو ديدم
بوي خدا
سحر آغاز زمان است و زمين
از سحر بوي خدا مي آيد
باز هم نغمه دلداده خوش است
از لب سنگ صدا مي آيدباز هم بوي تو را مي شنوم
پيچش موي تو را مي بينم
تاب سنبل دل من تاب انداخت
باز تا روي تو را مي بينم
خير مقدم كه قدم رنجه شدي
من از اين بي نفسي بيمارم
دل آتشكده بي نور و فروغ
نوش داروي خوش دلدارمطفل دل تاب تو را مي تابد
شهريارا دل من تار به دست
تارو پودم اثر زخمه ي تو است
واي از اين همهمه در وادي مست داغ بر سينه گل خيمه زد است
باغ در جنبش و ما بي داغيم
ما در اين سايه تو را مي بينيم
سايه اي در عطش صد باغيم چرغ بازيگر اگر مي چرخد
بازي از بازي ما مي بازد
گر نچرخد عقب قافله ايم
تا خطر چينه ز غم پردازدهله وامانده در اين دشت خدا
شب چراغي به كف حضرت نور
همه رفتند به دنبال سراب
دل پر از نور كن از آتش تورارث آدم به پسر يك سخن است
مي فروشم به تو اين كهنه ردا
باد مي آورد و مي بردش
دست بر دست شد از باد صباقاضي بخت مرا حكمي گفت
دام سختي است دو پايم در دام
دل چو دامي است فلك صياد است
آي صياد مكن دل بد نام شب و سيالي اين جام زمان
من در اين معركه چون پرگارم
شب و مهتاب و همين وسوسه ها
پرده برماه رخت بر دارم
سينه مي سوزد از اين جام صبور
لاله جان داده در اين قحطي آب
باز شيرين شفق مي ميرد
دل فرهادي از اين پرده ي خواب
زمستان
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
وگر دست محبت سوی کسی یازی ... به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
مي كردند. آن هم با چه مهارتي همه گرم كار بودند. صداي داس و گندم، صداي كفشها و صداي خرد شدن كلورها زير پاي فضل الله همه شنيدني بود.
مي داد تا بهتر كار كنند. امرالله دست بر كمرزده به جايي خيره شده بود.
ما بايد همه را تحويل بدهيم.
| Design By : Night Skin |


